« احسن الاخبار | صفحه اصلی | فراست نامه سهمیه بندی »
حكايت مافياي چاق؛قاچاق

به نام خداوند جان آفرين/ دو صد شعر گفتم ؛ يه بيتش همين!

آورده‌اند كه در عصر كثرت طرح‌هاي زودبازده و قلت كارخانجات دولتي با بازده! و در زمانه صعود شاخص ‌هاي بورس روز و افول سهام داوجونز و در دوره‌ي ظهور كالاي ارزان چيني و وفور عمل زيبايي بيني!

زماني كه اوضاع، هچل هفت بود / همه جنگ‌ها بـر سر نفت بـود
به وقتي كـه دولت همه‌ كاره بـود / ته كفش صاحب سخن پاره بود؛

جماعتي از رندان و تن بر كف نهاده براي زندان، پاي در راهي خطير نهاده بودندي ؛‌فطير ! اين شيران بيشه تدبير و شجاعان بركه‌ي تزوير، چنان حيلتي بكردندي كه چراغ اقتصاد مملكت را نيم سوز كردندي!
اين جماعت تاجرنما، كالاهاي اساسي و غير اساسي را از مبادي قانونيو غير قانوني قاچاق مي‌كردندي و جيب‌هاي بي انتهايشان را چاق!

گهي با رشوه و گه زير آبي / به دنبال زر و پول و كبابي!

گروهي از اين جماعت رندان ؛ با موتور و شتر قاچاق مي‌نمودندي و جمعي دگر با كشتي نفت كش و آسمان پيماي باركش! خرده پاها در كمركش كوهها و كشاكش دشت‌ها و دانه درشتان لا به لاي بوروكراسي اداري و پيچ و خم قراردادهاي تجاري!
گروهي باندي و رانتي و دسته‌اي تنها و بي گارانتي! گروهي چند كرور تني و جمعي، گرمي و مثقالي! جماعتي درگير اقتصادي كلان و گروهي در ميان خرد تجارتي نهان! دسته اول ؛ پايتخت نشين و دسته دوم ؛ لب مرز نشين.
چون دسته نخست را مي‌گرفتندي ؛ نامشان ج – ج يا الف – ب بودندي و چون دسته دوم گرفتار مي آمدندي ؛ نامشان حسن ترقه و قادر يواش !
ليكن اين جماعت از خرد و كلان در خصلتي شريك بودندي ؛ خصلتي موسوم به مارمولك بودن!
خصوصيتي كه آنان را درگير واگير فيلترها و صافي‌هاي اداري و انتظامي ياري مي‌كردندي! اي كه خدايشان نيامرزاد!
در وصف گودي فاجعه همان بس كه روايت است ؛ حجم سوخت ناپديد شده كشورمان در سنه ماضي ؛ كمي كمتر از دو برابر حجم سوختي است كه دولت فخيمه كانادا به همراه جميع رعيتش مصرف كرده است !
اساسا اين جماعت قاچاقچي در قيد و بند كالاي خاصي نبودندي و از شير مرغ تا جان آدميزاد را در حوزه تجارت پنهان خود گرد آوردندي!

يكي در كار نفت و سوخت و بنزين / دگر رندان همه اجناس، جز اين
يكي زين سو بدان سو مي پراند / دگر زان سو بدين سو مي‌دواند
قاچاق ؛ يك قصه تلخ و حجيم است / ورايش كيد شيطان رجيم است

القصه كه ديرزماني است فيتيله پيچ شدن اقتصاد – به روايتي بيمار – كشورمان تا حدودي مديون همين قاچاق كالاست.
روايتش با ما و درمانش با خدا و بندگان مسئول خدا !

منتشر شده در: سایت اقتصاد پنهان

توسط در September 28, 2007 1:09 PM |
لینک به این مطلب

آدرس لینک به این مطلب:
http://www.asahand.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/8

نظرات

سلام
امشب مطلبی می خوندم خیلی قشنگ بود تحلیلی کوچیک بود از دور بر ما بعد که این متن رو خوندم خیلی لذت بردم در واقع همون حرفایی اون متن رو به این شکل دلچسب دیدم.

نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.