« نمک بر زخم کهنه! | صفحه اصلی | لی لی در لالای انقلابی مخملی »
مانیفیست یک آلزایمری حاد!

چه کسی لنگه جوراب مرا کش رفته؟!
ای زن این لنگه کجاست؟!
طاقتم سر رفته!
دو سه دم زور بر این کله معیوب زدم!
عاقبت نکته ریزی به مخم واصل شد!
کاشف آمد که شکی حاصل شد؛
چون که از بیخ ندارم همسر!
باید افزون تر از این فکر کنم
به نظر نکته خوبی ز مخم ساطع شد؛
آن دگر لنگه جوراب کجاست؟!
من چرا در پی یک لنگه فقط می گردم؟!
باید اندیشه کنم، فکری سخت
نکند این زن من شسته و آویخته باشد بر رخت!
آه! کز فتنه تن سوز زنان بس عجب است!
پنجه شان یک وجب است!
زن ندارم که چنین فتنه جانم گشته!
چه کسی لنگه جوراب مرا کش رفته؟!
***
نکند کار نسیم است چنین خبط عظیم!
اندکی خم شدم از پنجرۀ رو به حیاط...
چه عجب سر به لب نرده نکوبیدم باز!
و در این تجربه سخت و دراز؛
نکته دیگری آموختم از این کرده؛
خم شده این نرده!
و پس از آن ز خودم پرسیدم؛
چه شده آن پرده؟!
و چرا نیست نشانی ز پنیر و ارده!؟
آه! یک کشف دگر!
یادم آمد که چرا صبح نخوردم چیزی!!!
چون که یخچال نبود!
تلفن، تلویزیون، روکش گیتار نبود!
وای! دزدی شده در خانه من!
چه کسی قاب زده شانه من!؟
لیک با این همه من خندیدم!
چون که در آخر این سیر سخن فهمیدم؛
چه کسی لنگه جوراب مرا کش رفته!

توسط در September 12, 2007 10:43 PM |
لینک به این مطلب

آدرس لینک به این مطلب:
http://www.asahand.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/4

نظرات

آرههههههههه؟ از آفسایدیت رسیده ای به سهندیت؟ احسنت حاجی احسنت!
حالا هم نیز (!) برو یک زن بستان که بتونی راحت همه تقصیرات را گردنش بیافکنی:))

سلام هادی جان
خیلی خوشحال شدم.
واقعا ایول.

سلام
حالا که جورابتو پیدا کردی برا خونه چکار می کنی؟؟؟؟؟/
"در پناه حق موفق و وقت شناس باشید"

سلام
نام شما را از افسايد به سهند تغيير داديم. لطفا در اين زيبا مكان ما را لينك بفرمائيد. در پناه حق

اینا همه نشونه افسردگیه ها!
D:
...

نظر شما