« عاقبت مرغ متال باز | صفحه اصلی | دگرديسي در مدرسه زرد »
افاضات القليل حول الترافيك الثقيل

سنه 1418 هجري قمري مردمي ادب دوست، مدرسه اي بنا نهادندي وزين! آنان مغزهاي فراري اطراف و اكناف ايالات و ولايات را جمع كردندي و آنها را به تحصيل علوم گماشتندي و شهريه بگرفتندي!

اگر شــــــــهريه را دادي كه دادي / و الا همچو پشــمك پيش بادي

از كرامات آن مردم علم دوست آن بودندي كه هر سال محصلين بيشتري جمع كردندي و شهريه بيشتري بگرفتندي. تا بدانجا كه ديگر جا براي راه رفتن نيز نبودندي!

الا اي قشر دانشــــجو بـــــــدانيد / اگر مات است با عــينك بخوانيد
به سالن ها ترافيك است سنگين / درنگي، دنده سنـــگين تر برانيد

ولي آن مدرسه ي فضل پرور فعالتر از آن بودندي كه در مقابل سيل مشتاقان كم بياورد! آنچنانچه:

به وقت صبح تا واق واق كن سگ / بجوشد علم چون خونابه از رگ

اوضاع به همين منوال بود تا اينكه يكي از همين زير پا ماندگان عرصه ترافيك مدرسه، جان به لب شده و افاضاتي اينچنين بر زبان راند، باشد كه رستگار شود!

قسم بر مكتب زرد و قشـــــــــنگت / ژتون هاي غذاي هفت رنـــــگت
قسم بر نـــــرخ آن شــــــهريه ثابت / كه بــــرده آبرو از اســــم ثـــابت
به پـــــارك پر درخـــت و پر نـــــمايه / به نيمكــت هاي گــرم زير سايه
قسم بر آن چـمن هاي چو ســبزي / تمام رنگ و بوي قورمه ســـبزي
قسم بر فارغـــــان از امر تحصــــيل / عديده مردم در رفته زين خيــــل
قسم بر اين ورودي هــــــاي تــــازه / شماري مليوني، بي حـد و بازه
قسم بر نون و مـاست و آب و ديزي / شـــــنو اكنون كلامي زير مـيزي
عـــــــــزيزان كــــرم خــاكي پا ندارد / به جان عمه اينـــــجا جا نـدارد!

منتشر شده در وبلاگ قبلي

توسط در October 3, 2005 4:19 PM |
لینک به این مطلب

آدرس لینک به این مطلب:
http://www.asahand.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/29

نظرات
نظر شما

اگر قبلا در این وبلاگ نظر نداده اید، نظر شما توسط مدیر وبلاگ بررسی خواهد شد. تا آن زمان نظر شما نمایش داده نخواهد شد. از این که نظر داده اید متشکریم.